پدر عزیزم روزت مبارک ...
و باز درد سینه ام ...
و دوباره آهی سرد ...
و دوباره اشک ها مجال هیچ کاری را به من نمی دهند ...
و در سکوتی مرگبار، زیر لب زمزمه میکنم :
پدر عزیزم روزت مبارک
و در بهت و ناباوری خود فرو می روم
و دوباره سکوت ...
+ نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:3 توسط تقدیر
|